بررسی سیمای تاریخی و معماری شهر سلطانیه بر اساس سفرنامه‌های فرنگی از سده‌ی هشتم تا اواخر سده‌ی یازدهم هجری قمری

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسنده

استادیار تاریخ دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

10.22099/jchr.2026.56695.1026

چکیده

شهر سلطانیه در سده‌ی هشتم ه.ق در دشت شرویاز شکل گرفت و در زمانی کوتاه به یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی و اقتصادی ایلخانان بدل شد. در پی تحولات دوران پساایلخانی، به تدریج، شهر از رونق افتاد و بخش عمده‌ای از کالبدی شهر آن از بین رفت. امروزه، بازسازی سیمای تاریخی نیازمند پژوهش‌های باستان‌شناختی ه و استفاده از مدارک نوشتاری است. در این میان، سفرنامه‌های مسافران فرنگی از سده‌ی هشتم تا پایان سده‌ی یازدهم ه‌ق، منبعی ارزشمند برای بازخوانی وضعیت شهر، شناسایی برخی بناهای از دست‌رفته و نیز فهم نگاه  «دیگری» به شمار می‌آید. پژوهش حاضر با تمرکز بر این متون سفرنامه‌ای، در پی آن است تا تصویر سلطانیه در حافظه‌ی مسافران غربی و نشان‌دادن پیوند بین تغییر جایگاه شهری سلطانیه و تحول نگاه سیاحان است. روش پژوهش مبتنی بر گردآوری و تحلیل تطبیقی سفرنامه‌ها و سنجش  آن‌ها با منابع تاریخی و پژوهش‌های جدید است. یافته‌ها نشان می‌دهد که گزارش‌های سده‌ی هشتم هجری قمری بر حیات مسیحیان در سلطانیه تمرکز دارند و چندان به توصیف کالبدی شهر نپرداخته‌اند. در سده‌ی نهم هجری قمری، نگاه سیاحان به کارکرد اقتصادی شهر و شبکه‌های تجارت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و کالاهای مبادله‌شده می‌پردازد. در سدهای دهم و یازدهم هجری قمری، سلطانیه غالباً به‌عنوان منظره‌ای از ویرانه‌ها و یادمانی از شکوه از دست‌رفته بازنمایی می‌شود و توجه سیاحان بیش از پیش به بناهای شاخص و عناصر کالبدیِ برجای‌مانده (ارگ، گنبد سلطانیه، مساجد، بازارها و دروازه‌های شهری) معطوف است. از نتایج مهم پژوهش، برجسته‌شدن ارزش سفرنامه‌ها در شناسایی بناهای از دست‌رفته - به‌ویژه مسجد ستون‌دار/مسجد جامع سلطانیه- و نیز بیان سوءبرداشت‌هایی چون کلیساپنداری بناهای اسلامی به‌مثابه داده‌ای تحلیلی درباره پیش‌فرض‌های فرهنگی مسافران فرنگی است. در مجموع، سفرنامه‌ها نه‌تنها امکان بازسازی بخشی از تاریخ شهری سلطانیه را فراهم می‌کنند، بلکه ابزار مهمی برای فهم چگونگی دیده‌شدن شهرهای ایرانی در نگاه بیرونی و تحول این نگاه در گذر زمان محسوب می‌شوند.
 
 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


آملی، شمس‌الدین محمد بن محمود. (۱۳۸۱). نفائس الفنون فی عرایس العیون. ج 2، تهران: اسلامیه.
اشترویس، یوهان. (1395). سفرنامه یوهان اشترویس. ترجمه‌ی ساسان طهماسبی، تهران: مجمع ذخائر اسلامی با همکاری کتابخانه و موزه ملی ملک.
اولئاریوس، آدام. (1363). سفرنامه اولئاریوس. ترجمه‌ی احمد بهپور، تهران: سازمان انتشاراتی و فرهنگی ابتکار.
الراوندى‏، محمد بن علی بن سلیمان. (1364). راحه الصدور و آیه السرور در تاریخ آل­سلجوق. به تصحیح مجتبی مینوی و محمد اقبال، تهران: امیرکبیر.
بدلیسی، شرف‌الدین علی. (1373). شرف‌نامه. به‌کوشش محمد عباسی، تهران: حدیث.
بدیعی، منوچهر. (1381). سفرنامه ونیزیان در ایران. ترجمه‌ی منوچهر امیری، تهران: خوارزمی.
بناکتى، ابو سلیمان داود بن­ابى­الفضل محمد. (1348). تاریخ بناکتی، روضه اولى الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب. به تصحیح جعفر شعار، تهران: انجمن آثار ملى.
جوینى، علاء­الدین عطاملک بن بهاءالدین محمد بن محمد. (1385). تاریخ جهانگشاى جوینى‏. به تصحیح محمد قزوینى‏، ج 1، تهران: علمى و فرهنگى.
جوادی، حسن و فلور، ویلم. (۱۳۹۳).  سه سفرنامه: رابی بنیامین تطیلی، آنتونیو تنرو و میگل ممبره (از زمان سلطان سنجر و اوایل صفویه)؛ همراه با دو شرح درباره‌ی سفرنامه‌های اسپانیولی، پرتغالی و ایتالیایی. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.
دلاواله، پیترو. (1384). سفرنامه پیترو دلاواله. ترجمه‌ی شجاع‌الدین شفا، تهران: علمی فرهنگی‏.
شاردن، ژان. (1372). سفرنامه ژان شاردن.  ترجمه­ی اقبال یغمائی، ج5، تهران: توس.
فیضی، مهسا؛ لاله، هایده؛ مهجور، فیروز. (1398). «بررسی عمارت موسوم به «سپهر برین» در دشت سلطانیه براساس منابع تاریخی و اسناد تصویری». پژوهش‌های باستان‌شناسی ایران (نامه باستان‌شناسی)، 9(23)، 129-148.
کاتف، فدت. (1356). سفرنامه فدت آکاناف یوبج کاتف. ترجمه‌ی محمدصادق همایون فرد، تهران: کتابخانه ملی ایران.
کاررى، جملى. (1348). سفرنامه کاررى‏. ترجمه‌ی عباس نخجوانى و عبدالعلى کارنگ، تبریز: اداره کل فرهنگ و هنر آذربایجان شرقى.
کاشانی، ابوالقاسم عبدالله بن محمد. (1384). تاریخ الجایتو. به تصحیح مهین همبلی، تهران: علمی و فرهنگی.
مستوفى­قزوینی. (1362). حمدالله، نزهه القلوب. به تصحیح گای لسترنج، تهران: دنیای کتاب.
ملک آرا، سام­بن­محمد قلی. (بی تا). سفرنامه چمن سلطانیه {نسخه خطی، شماره بازیابی 1188). مرکز اسناد کتابخانه­ی ملی ایران.
مطراقچی، نصوح. (1379). بیان منازل. به‌تصحیح و ترجمه‌ی رحیم رئیس­نیا، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور.
مهندس عبدالله. (1389). سفرنامه مهندس عبدالله. ترجمه‌ی سیروس آرین­پور، تهران: کندوکار.
نسوى‏، شهاب­الدین محمد. (1384). سیرت جلال‌الدین منکبرنى. به تصحیح مجتبى مینوى‏، تهران: علمى و فرهنگى.
نوایى، عبدالحسین. (2536).  اسناد و مکاتبات تاریخى از تیمور تا شاه‏اسماعیل. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب‏، تهران.
نیشابورى، خواجه امام ظهیرالدین. (1332). سلجوقنامه‏. به تصحیح اسماعیل افشار، تهران: خاور.
همدانی، رشید­الدین فضل­الله. (1373). جامع التواریخ. مصحح محمد روشن و مصطفی موسوی، تهران: البرز.
وصّاف الحضره، شهاب‌الدین عبدالله بن فضل‌الله. (۱۳۷۳). تجزیه الامصار و تزجیه الاعصار (تاریخ وصّاف). تصحیح عبدالمحمد آیتی. تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه) وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی.
Blair, Sheila S. (1986). “The Mongol Capital of Sulṭāniyya, ‘The Imperial’”. Iran, Vol. 24, pp. 139–151.
Clavijo, Ruy González de. (1859). Narrative of the Embassy of Ruy Gonzalez de Clavijo to the Court of Timour at Samarcand, A.D. 1403-6. London: Hakluyt Society.
De Bruyn, C., and B. Picart. (1718). Voyages de Corneille Le Brun Par La Moscovie, En Perse, et Aux Indes Orientales... Amesterdam: Freres Wetstein.
Deslandes, A. D. (1673). Les Beautez de La Perse, Ou La Description de Ce Qu’il y a de plus Curieux Dans Ce Royaume... Paris: G. Clouzier.
Dupré, A., and P. Lapie. (1819). Voyage En Perse: Fait Dans Les Années 1807, 1808 et 1809... Paris: J.G. Dentu.
Dubeux, Louis. (1841). La Perse. Paris: Firmin Didot.
Flandin, E., and P. X. Coste. (1851). Voyage En Perse. Paris: Gide et Baudry.
Feizi, Mahsa. (2019). Le paysage culturel de la plaine de Sultāniyya durant la période islamique [Thèse de doctorat, Université de Lyon / University of Teheran]. Thèses.fr. http://www.theses.fr/2019LYSE2106/document.
Jordanus. (1863). The Wonders of the East. Translated and edited by Henry Yule. London: Hakluyt Society.
Minorsky, V., van Donzel, E., Bearman, P. J., and Gibb, H. A. R. (Eds.). (1997). “Sultaniyya”. The Encyclopaedia of Islam (pp. 859–861). Leiden: BRILL.
Odoric of Pordenone. (1887). Cathay and the Way Thither: Being a Collection of Medieval Notices of China (Vol. 1). Translated by Henry Yule, London: Hakluyt Society.
Olearius, A. (1666). Relation Du Voyage En Moscovie, Tartarie et Perse. Paris: Chez IEAN DV PVIS.