«بازاندیشی» و «معنابخشی»، کنکاشی در کارکردهای دین (خوانشی تطبیقی از نظریه گیدنز و آموزه‌های نهج‌البلاغه)

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 مدرس گروه معارف، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

2 استادیار گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

10.22099/jchr.2026.55546.1020

چکیده

آنتونی گیدنز، نظریه‌پرداز عصر حاضر، با طرح نظریه‌هایی «بازاندیشی» و «معنابخشی» در بستر اجتماع و دین، باعث شد معنای دین را در سطح اجتماع بازتعریف کند. دیدگاه او با دیدگاه جریان‌های افراطی مادی‌گرا که برخاسته از مدرنیته است، تاحدودی متفاوت است. او خواستگاه دین را عکس‌العملی در قبال بی‌معنایی می‌داند و «معنابخشی» را مهم‌ترین ویژگی دین قلمداد می‌کند. وی با بررسی دستاوردهای مدرنیته، معتقد است، دین قادر است مأمنی برای عصر حاضر باشد، به شرط آن که مورد بازاندیشی قرار گیرد. این دیدگاه گیدنز نسبت به دین، به آموزه‌های اسلامی، به‌خصوص نهج‌البلاغه شباهت دارد. همین مسأله باعث شد تا پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی، ابتدا به تبیین مبانی و مفاهیم این نظریه‌ها بپردازد و سپس با واکاوی و تطبیق این مفاهیم با آموزه‌های نهج‌البلاغه به کاستی‌ها و تفاوت‌های آن دست یابد.
نتیجه این‌که گیدنز با رویکرد کارکردگرایی، «معنابخشی» را از مهم‌ترین کارکردهای دین دانسته است و آن را مختص به این دنیا می-داند، ولی از دیدگاه نهج‌البلاغه معنابخشی در این دنیا خلاصه نمی‌شود و آخرت را هم شامل می‌شود و این دنیا مقدمه‌ای است برای جهان آخرت. نهج‌البلاغه عامل اصلی دین‌ورزی را در درون انسان جستجو می‌کند و آن نیاز فطری انسان به کمال و سعادت در دنیا و آخرت است. اما، گیدنز نگاه تقلیل‌گرایانه و بهره‌ورانه به دین دارد و به دین در حدّ ابزاری برای ساماندهی زندگی مادی نگریسته می-شود. «بازاندیشیِ» گیدنز به معنای عبور از اصول و ارکان اصلی دین است؛

کلیدواژه‌ها

موضوعات