گروه تاریخ، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
10.22099/jchr.2026.55508.1019
چکیده
با ورود مهاجران مسلمان به قم، تعادل اجتماعی شهر به هم خورد و جایگاه فرادستی نخبگان زردشتی کاهش یافت. این تحول زمینه را برای ظهور نخبگان تازه در لایههای فرودست و غیرحکومتی فراهم کرد که توانستند جایگاه خود را تثبیت کنند. با وجود این، رقابتهای خاندانی و درونمذهبی موجب چرخش جایگاه نخبگان شد. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و سنجش دو شاخص داراییهای اجتماعی و اثرگذاری در همگرایی یا واگراییهای اجتماعی نخبگان، تلاش دارد جایگاه آنان را بازسازی کند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که جایگاه نخبگان قم در سه حوزه کلیدی؛ نخست گذار از رزمآوری به زمینداری و مدیریت شهر، دوم دستیابی به دیوانسالاری و قدرت سیاسی برای خودگردانی شهر، و سوم انتقال قدرت به لایههای نهان در سازمان وکالت و شبکههای بازرگانی، جابجاییها داشت و تا سال 189 هـ خاندانها بر افزایش داراییهای مالی، اجتماعی و نظامی تمرکز داشتند؛ اما بین 189 تا 210 هـ قدرت اجتماعی و سیاسی مهمترین شاخص بود؛ و تا سال 220 هـ، همسانسازی جایگاه داراییهای مالی و سرمایه علمی در برابر حاکمیت ارزش پیدا کرد. با وجود این پویایی، انباشت داراییها در دست فرادستان اشعری مانع ورود نخبگان فرودست مانند موالیان و ایرانیان به مناسبات قدرت شد و جامعه را به ایستایی کشاند.