مقاله کوتاه: شهر سلطانیه از منظر سیاحان فرنگی از سدۀ هشتم تا اوایل سدۀ یازدهم ه.ق

نوع مقاله : مقاله کوتاه

نویسنده

Fars, Shiraz, Eram Campus, Shiraz University

10.22099/jchr.2026.55584.1021

چکیده

شهر سلطانیه در سدۀ 8 ه.ق در دشت شرویاز شکل گرفت و در زمانی کوتاه به یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی و اقتصادی ایلخانان بدل شد. در پی تحولات دوران پساایلخانی، به تدریج، شهر از رونق افتاد و بخش عمده‌ای از کالبدی شهر آن از بین رفت. امروزه، بازسازی سیمای تاریخی نیازمند پژوهش‌های باستان‌شناختی ه و استفاده از مدارک نوشتاری است. در این میان، سفرنامه‌های مسافران فرنگی از سدۀ هشتم تا پایان سدۀ یازدهم ه‌ق، منبعی ارزشمند برای بازخوانی وضعیت شهر، شناسایی برخی بناهای از دست‌رفته و نیز فهم نگاه «دیگری» به شمار می‌آید. پژوهش حاضر با تمرکز بر این متون سفرنامه‌ای، در پی آن است تا تصویر سلطانیه در حافظۀ مسافران غربی و نشان‌دادن پیوند بین تغییر جایگاه شهری سلطانیه و تحول نگاه سیاحان است. روش پژوهش مبتنی بر گردآوری و تحلیل تطبیقی سفرنامه‌ها و سنجش آن‌ها با منابع تاریخی و پژوهش‌های جدید است.
یافته‌ها نشان می‌دهد که گزارش‌های سدۀ هشتم هجری قمری بر حیات مسیحیان در سلطانیه تمرکز دارند و چندان به توصیف کالبدی شهر نپرداخته‌اند. در سدۀ نهم هجری قمری، نگاه سیاحان به کارکرد اقتصادی شهر و شبکه‌های تجارت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و کالاهای مبادله‌شده می‌پردازد. در سدهای دهم و یازدهم هجری قمری، سلطانیه غالباً به‌عنوان منظره‌ای از ویرانه‌ها و یادمانی از شکوه از دست‌رفته بازنمایی می‌شود و توجه سیاحان بیش از پیش به بناهای شاخص و عناصر کالبدیِ برجای‌مانده (ارگ، گنبد سلطانیه، مساجد، بازارها و دروازه‌های شهری) معطوف است. از نتایج مهم پژوهش، برجسته‌شدن ارزش سفرنامه‌ها در شناسایی بناهای از دست‌رفته—به‌ویژه مسجد ستون‌دار/مسجد جامع سلطانیه—و نیز بیان سوءبرداشت‌هایی چون کلیساپنداری بناهای اسلامی به‌مثابه داده‌ای تحلیلی درباره پیش‌فرض‌های فرهنگی مسافران فرنگی است. در مجموع، سفرنامه‌ها نه‌تنها امکان بازسازی بخشی از تاریخ شهری سلطانیه را فراهم می‌کنند، بلکه ابزار مهمی برای فهم چگونگی دیده‌شدن شهرهای ایرانی در نگاه بیرونی و تحول این نگاه در گذر زمان محسوب می‌شوند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات